تعامل با کودک

تعامل با کودک

کودک و خلاقیت

کودک خلاق

خلاقیت،بکارگیری توانایی ذهن است برای ایجاد و خلق راه حل جدید.

آدم خلاق آن است که راه های متفاوتی برای حل مسائل گوناگونش پیدا می کند.

پرورش کودک خلاق

در بسیاری از کشورها،برای پرورش آدم های خلاق، تلاش می شود.
سن طلایی پرورش خلاقیت در کودکان سنین قبل از دبستان است.

پرورش فرزند خلاق، هم به نفع خود کودک است هم والدین و هم جامعه. وقتی فرزند خلاق باشد سر هر مسئله کوچکی به بن بست نرسیده و متوسل به پدر و مادر نمی شود.

خانواده در پرورش قوه خلاقیت کودک، نقش بسزایی دارد.
کودک را در سوالاتش به کمک بگیریم و بگوییم: “شما چه فکر می کنی؟”

با این کار به خلاقیت او کمک کرده ایم. مادر باید از نوآوری کودک در خانه، استقبال کند، زیرادر چنین مواقعی، فکر کودک به کار گرفته شده است و برای هر کار جدید، فکر کرده است.

از این امر نترسیم که خانه ای شلوغ و نامرتب خواهیم داشت، مادر باید بستر را فراهم و از خلق کودک استقبال کند.
“اگر بخواهیم چیز با ارزشی به دست بیاوریم باید بهایش را پرداخت کنیم”

قوانین خانه

یک امر مهم در تعامل با کودک آنست که، کم گویی را رعایت کنیم.

قانون، در خانه، توسط پدر و مادر گذاشته می‌شود. لزومی ندارد برای قانون ها دلیل بیاوریم یا درصدد مجاب کردن کودک باشیم چون پدر و مادر رئیس هستند و توضیح قوانین تبعات منفی فراوانی دارد.

چون کودک توجیه می کند و دلیل می‌آورد قول می دهد که اگر به قانون عمل نکند تبعاتش پیش نیاید و مادر کم می آورد لزومی ندارد وارد بازی توضیح دادن شویم به جای آن تکرار قانون مادر وقت خواب

کودک :”چرا باید بخوابم؟”

مادر :”چون اگر زود نخوابی صبح بد اخلاق بیدار میشوی.”

کودک:” قول میدهم بد اخلاق بیدار نشوم.”

مادر خلع سلاح می شود.

 

 

کودک:” چرا باید بخوابم؟”

مادر:” چون وقت خوابه”

کودک من، گل خانه من است

تبعات منفی توضیح قانون:

۱ جایگاه رئیس خانه تزلزل پیدا می کند وضعیف می شود.

۲ مقاومت کودک در برابر قانون افزایش میابد. چون کودک در برابر دلیلی که آورده ایم مقاومت می کند.

۳ مشاجره و پرگویی بوجود می آید.و نکته مهم، در اصل، کم گویی است.

۴ کودک عادت می کند در محور قرار بگیرد، بخصوص در تک فرزندی ها و مادر و پدرهای تحصیلکرده.
زیرا والدین تصور می‌کنند، محبت و توجه، این است که تمام سوالات کودک پاسخ داده شود،

در نتیجه؛ کودک عادت می کند همه جا سوال کند.
این امر منجر به سوالات نامربوط خواهد شد و چون همیشه جواب داده شده است، توقع جواب دارد، در نتیجه کودک، فضول می‌شود.

زمانی که پا به مدرسه گذاشت، مرتب از معلم نیز سوال می پرسد و دلیل می خواهدو توقع پاسخگویی دارد. امامعلم نمی‌تواند جوابگوی سی چهل دانش آموز باشد، در نتیجه او احساس کم توجهی و سرکوب خواهد کرد.

۵ این بچه ها طلبکار و پرتوقع بار می‌آیند. درشت گو می شوند.

کودکی که مادر،همیشه، برایش استدلال آورده، خودش هم استدلال کرده، عادت می‌کند مثل بزرگ ها صحبت کند. بعدها او را گستاخ و پررو می نمی‌شناسند چون از سن خودش بزرگ تر صحبت می کند. این امر شاید در سنین دو یا سه سالگی شیرین و بامزه باشد اما در هفت و هشت سالگی پررویی به حستب می آید.

پرحرفی کودکی باعث می شود بچه به زیاد حرف زدن، عادت کند ودر نتیجه آن احساس طرد شدگی چه در مدرسه چه در اجتماع پیدا کند.

نکته

ممکن است بپرسید “چه اشکالی داردکه فواید زود خوابیدن را برای کودک توضیح دهیم؟”
باید بدانیم که تشخیص زمان توضیح، مهم است. مخصوصاً زمانی که قانون باید اجرا شود و کودک گارد گرفته که قانون را اجرا نکند.

فرض کنید در سوپرمارکتی، کودک چیزی را می‌خواهد و ما می‌گوییم “نه”

اگر کودک عادت داسته باشد توضیح بخواهد، در آن مکان،ما اصلا نمی توانیم استدلالات خود را برایش بیان کنبم،زیرا به بازی گرفته می‌شویم. گاهی افراد دیگر هم برای پایان دادن به مشاجره دخالت می کنند.
زمان مناسب برای توضیح قانون، غیر از زمان اجرای قانون است.

قانون و قاطعیت، لازم و ملزوم یکدیگر هستند.

از لحن کلام مادر ،کودک می فهمد (مادر قاطع است یا می تواند باز هم اصرار کند.) لحن قاطع و متزلزل را به راحتی در کلام تشخیص خواهد داد.

عدم قاطعیت= فرزند پرتوقع، گستاخ، پررو و طلبکار

اگر دوست داشتید خلاصه کوتاهی از کتاب ” چگونه به کودک خود نه بگوییم ” را بخوانید به این مقاله مراجعه کنید.

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *